تبلیغات
...و اینک اما - مرا به خاطر خواهی آورد
...و اینک اما

گوشه ای خلوت برای شاعران آب و آیینه

مرا به خاطر خواهی آورد

سه شنبه 15 بهمن 1387

فرهاد مكاری  متولد 9 اسفند ماه 1365 ، دانشجوی كارشناسی حسابداری ، افتخار اینو دارم كه تغریبا از اولین روزهای 3شنبه ها عضو كوچكی از این جمع صمیمی هستم و از بودن در كنار دوستان عزیزم خیلی خوشحالم

عاشق شعر و ادبیاتم ولی نمی دونم دقیقا از كی ... ! فقط میدونم از نی نامه مولانا شروع شد و با دكتر شریعتی شدت گرفت الان هم كه در خدمت تمام دوستام هستم ...

پیشاپش از تمام عزیزانی كه برای نوشته من وقت میذارن تشكر می كنم

« مرا بخاطر خواهی آورد »

           

 

« مرا بخاطر خواهی آورد »

آری به خاطر خواهی آورد روزی دیگر ، با سوزی دیگر ، از پس

پرده های سالیانی چند ، با دلی لبریز زِ پند ...

مرا به خاطر خواهی آورد با مرورِ خاطرات سبز زندگی ، در فصل پایان بندگی ...

به خاطر خواهی آورد از پسِ عشق های پاك ، دوست داشتن های بی باك ، ذهن های چالاك ...

بازم خواهی یافت با غزل ، همچو آن روز ِ ازل ، كه فریاد زدم از « مهر خوبان » و گریستم با   « یاری اندر كس نمی بینم » در فراق یاران ...

مرا خواهی یافت از پس ابرهای سهمگین حسد ، اگر بادی زیبا بوزد و نورت بر من رِسَد ...

این من ، اكنون :

با خویش در جنگ ، در پی دوستی های بی رنگ ، رنجیده َُ دل های از سنگ ، با گلویی پر ز بغضِ زهرِ سكوت ،سینه ای تنگ ، در راهی گریزان از ننگ ، و دل را سپرده به پستو های زمان تا مدفون شود ، چون گنجی بدور از چنگ ،  فراموش اَت می كند، بر خلافِ میل اش حقیقت را فدایِ مصلحت می كند و در سكوت ، به خدایش پناه می برد  ...

و فردا روز ، آن من

سر خوش از خویش ، با كوله باری بیش از پیش و سرما زده از حسرت دی ، تو را به خاطر خواهد آورد از میان ِ شعرهای پی در پی، گفتن های « بشنو از نی » ...

                                                                   

    و ای كاش همدیگر را به خاطر آوریم :

در بهترین روی ...

آشناترین بوی ...

و آباد ترین كوی ...

 

               فرهاد مکاری                       بهار 86


How much does it cost to lengthen your legs?
سه شنبه 7 شهریور 1396 11:23 ب.ظ
This is really attention-grabbing, You're a very
professional blogger. I've joined your feed and look ahead to in quest of extra of your magnificent post.
Additionally, I've shared your site in my social networks
zippydairy1077.snack.ws
شنبه 21 مرداد 1396 03:24 ب.ظ
I was recommended this blog via my cousin. I'm
no longer sure whether or not this put up is written by
means of him as nobody else know such targeted approximately
my difficulty. You are wonderful! Thanks!
What is distraction osteogenesis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:53 ب.ظ
Unquestionably believe that which you stated. Your favorite reason seemed to
be on the net the easiest thing to be aware of. I say to you, I certainly get
irked while people think about worries that they plainly
don't know about. You managed to hit the nail upon the top and also defined out
the whole thing without having side-effects , people could take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
foot pain dehydration
دوشنبه 5 تیر 1396 01:17 ق.ظ
First of all I would like to say great blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.

I was interested to know how you center yourself and clear your mind prior to writing.
I have had difficulty clearing my mind in getting my ideas out there.
I truly do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes tend to be
wasted just trying to figure out how to begin. Any recommendations or tips?
Many thanks!
http://celestinesearing.blogas.lt
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:00 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of
any widgets I could add to my blog that automatically
tweet my newest twitter updates. I've been looking
for a plug-in like this for quite some time and
was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new
updates.
saba
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 02:19 ق.ظ
salam fekr konam farsim tamum shode
be har hal bra hamatun shadka0i arezu mikonam movafag bashin
shad zi azad zi
به همه ی سه شنبه ای ها
جمعه 9 اسفند 1387 12:36 ق.ظ
خانم فلاح

درسته كه همه ناراحتیم كه چرا آپ نمیشه كه امیدوارم حل بشه.

فرهاد مكاری

دوست من خدایی نكرده قصد جسارتی نبود و فقط یه توصیه ی دوستانه بود ولاغیر كه امیدوارم موجبات رنجش خاطرت فراهم نشده باشه

از صمیم دل و جان از همه ی دوستان به جهت قبول عرایضم تشكر و در صورت بروز هر گونه شبهه ی ذهنی عذرحواهی می كنم

آرزو می كنم سالیان سال سه شنبه زنده باشد.

یا حق.
امیر ناظری
پنجشنبه 8 اسفند 1387 06:46 ب.ظ
سلام
تسلیت میگم امروز رو به همه.

یا امام رضا



دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی



من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی



قربون صفات برم، از راه دوری اومدم



جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی



دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی



این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی



میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه



میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی



تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه



دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی



دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب



من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی



دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم



دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی



دوست دارم از حالا تا صبح محشرهمه شب



من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی




فرهاد مكاری
پنجشنبه 8 اسفند 1387 02:33 ب.ظ
سلام به همگی

با عزض ادب و پوزش بسیار زیاد خدمت تمام دوستان و سرورنی كه كامنت ها اخیر مجب رنجششون شده .

كاملا حق با شماست من از طرف همه بچه ها از شما معذرت میخوام .

و اما دوستان عزیز از شما هم خواهش می كنم كامنتی غیر از شعر یا نقد و برسی شعر ، البته تاجایی كه امكانش هست نگذارید . ممنون

قضیه پدر و هر چی در ارتباط با اون مضوع هم بوده رو بگذارید برای وقتی كه خودمون هستیم . واقعا هم لزمومی نداره اینجه و تو این وبلاگ گروهی عنوان بشه .

و مهمتر از همه اینكه از تمام عزیزان عاجزانه خواهش میكنم دیگه بعد از این كامنت من در مورد این مطالب صحبتی نكنن. من با اجازه از طرف همهدوستام قول میدم كه دیگه این مسله تموم شه

دوباره از تمام عزیزان مذرت میخوام .

خدا حافظ
شهلا فلاح
پنجشنبه 8 اسفند 1387 12:16 ب.ظ
اینجانب معترفم که شما درست می فرمایید.
بابا تو رو خدا یکی اینجا رو آپ کنه.
خوب به قول آقای مکاری وقتی اینجا آپ نمیشه ماها چیکار کنیم؟
اینجا باید هر روز آپ بشه.
از وقتی من اومدم اینجا همین یه شعر اینجاست...هنوزم اینجاست و مطمئنا" تا مدتها اینجا خواهد بود.
به نظر من اگه آپ شه این مشکلات حله.
اوکی؟
تا بعد
به همه ی سه شنبه ای ها
پنجشنبه 8 اسفند 1387 01:21 ق.ظ
سلام

خوبه كه می یایین و باهم شوخی میكنین ولی نذارین این شوخی ها از حدش بگذره چون خیلی بد می شه
ناراحت نشین از حرفم ولی هر چیزی به اندازه اش خوبه و اگه از اندازه زیاد تر شد به جاهای باریك می رسه
نمی خوام نسبت به كامنتم عكس العمل عجولانه نشون بدین. بهتره كلاتونو قاضی كنین اونوقت میبینین كه راست میگم خوب منم یكی از شماهام پس حرفم رو قبول كنین و یه كم جمع و جورش كنین بخصوص این قضیه پدر كه خیلی ...!! بخصوص كه عزیزی خیلی بد جوری كامنت میزنه كه اصلا در شان وبلاگ سه شنبه ای ها نیس. خوب آخه اینجا یه دنیای مجازیه كه همه هم بهش دسترسی دارن پس باید بعضی از كاراا رو نكنیم.

موفق باشین.
امیر ناظری
چهارشنبه 7 اسفند 1387 06:01 ب.ظ
سلام parak عزیز بنا به آئین نامه:
فینگلیش نوشتن ممنوع می با شد
parak
چهارشنبه 7 اسفند 1387 05:47 ب.ظ
waw!che khabaroone?! manam bezaram? ye koochooloo? hala mizaram koochooloo misham davoom nemiare bozorg misham hes nadare!yeki be man bege che joori mishe ham badavoom bashe vo ham hes? bahse jamee shenasi va ravanshenasie!adabiat ye kam ziadi shodesh!darayande zaban shenasi ham dar in safhe be bahs gozashte beshe lotfan!mamnoon
امیر ناظری
چهارشنبه 7 اسفند 1387 04:50 ب.ظ
سلام به همه

خانم فلاح عزیز نگران نباشید به زودی مامان را رو نمائی خواهیم کرد اما بنا به قوانین آئین نامه ای : تا تمام افراد پیمان پدر فرزندی نبندند ، مادر، رو نمائی نخواهد شد.
شهلا فلاح
چهارشنبه 7 اسفند 1387 03:30 ب.ظ
پدر من برای اولین بار با این داداش ناظری موافقم!
بچه ها همه با هم بگین:
ما مامان میخوایم یاللا...
محصولی مشترک از امیر و ترنم و مینا
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:51 ب.ظ
پذر حمایت ات میکنیم
محصولی مشترک از امیر و ترنو و مینا
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:51 ب.ظ
سلام به همه فرزندان پدر به جمع فرزندان بپیوندید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بنا به قانون نیدونم چندم آئین نامه : اگه نیایین فرزند بشین میخواین چیکاره شین ؟
ترنم مهدی پور
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:48 ب.ظ
سلام فرزندم شهلا جان
سلام پدر خوبی؟
امیر راست میگه مادر نمیخوای؟
امیر ناظری
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:46 ب.ظ
سلام به همه
سلام به پدر
پدر بی ماذری سخته یه ماذر ذست و پا کن(دو نقطه دی)

سوینج
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:31 ب.ظ
دوستان گلم هر کسی اینجا پدر من رو اذیت کنه وای به حالش می کنم پس مراقب کامنت هاتون باشین
محصولی از پدر؛ سوینج ( مینا رجب زاده ) . امیر مغانی
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:17 ب.ظ

گریز و درد

رفتم،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی به جز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته به خود آرزو دهم

رفتم،مگو،مگو که چرا رفت،ننگ بود

عشق من و نیاز تو سوز و ساز ما

از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

رفتم،که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لا به لای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یا گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی


من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر

میخواستم که شعله شوم سر کشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
( فروغ فرخزاد)
سوینج
چهارشنبه 7 اسفند 1387 11:42 ق.ظ
سلام به همه ی دوستانم تو سه شنبه ها
و سلامی به مهربانی دست گرم دختر به پدرش.
سلام بابای
بابای دیروز کجا بودی داداش امیر مغانی نزاشت بیای خونه؟ چونکه شهریشه اش رو ندادی؟
بابای دلم واسه ات تنگه کی میای؟
پــــــــــدر
چهارشنبه 7 اسفند 1387 12:41 ق.ظ

سلام به همگی

سلامی ویزه هم دارم خدمت سرکار خانم آیدا دانشمندی باید عرض کنم برای بنده واقعا باعث افتاره که به مطلبم نظر دادین . واقعا ممنون از لطفتون

در مورد گله ای هم که کردین ، باید عرض کنم شما هم حق دارید ولــــــــــی!!! به وبلاگی که غیر از دوستای صاحب مطلب و 3 یا 4 نفر دیگه هیچکدوم ار بچه های انجمن حتی یه نگاه هم نمی ندازن. بقیه چقدر بیان درمورد شعر بحث کنن ؟ از طرفی هم چون دیر به دیر آپ میشه دیگه حرفی برای گفتن باقی نمی مونه ...

باز هم از وقتی که برای نوشته من گذاشتید صمیمانه تشکر می کنم .
شهلا فلاح
سه شنبه 6 اسفند 1387 10:36 ب.ظ
سلام بچه ها...
من با یه چهار پاره آپم.
فکر کنم اشکالش زیاده...
خوشحال میشم نقدش کنین.
مرسی عزیزان.
لحظه ای از سه شنبه ها
سه شنبه 6 اسفند 1387 08:04 ب.ظ
سلام بچه ها

خودمونیم خانم دانشمندی هم راس می گه

بیاین یه كم خجالت بكشیم

فقط زیاد نكشید كه واسه قلبتون ضرر داره

شهلا فلاح
سه شنبه 6 اسفند 1387 07:54 ب.ظ
خانوم دانشمندی عزیز سلام
بهتون گفته بودم وبلاگمو حذف کردم اما طاقت نیاوردم و یکی دیگه درست کردم.خیلی دوس دارم شما شعرامو نقد کنین.
ممنون میشم اگه بهم سر بزنین.
بچه ها شماها هم با اومدنتون خوشحالم می کنین.فقط خواهشا شعرامو نقد کنین.
مرسی عزیزان.
راستی پدر فکر کنم فعلا باید شهریه ی این داداش بزرگه رو پرداخت کنی...
دیگه خیلی حیف میشی...واسه اون یکی ها خرج کن..به من ته تغاری هم اگه رسید که هیچ...وگرنه راضی به زحمت نیستیم.
پدر این وبلاگو قراره کی آپ کنه؟ کهنه شد دیگه...پدر شما نمی دونی که هر خونه ای باید زود زود تغییر دکوراسیون بده؟ واقعا" که...عجب پدری داریم ما...
آیدا دانشمندی
سه شنبه 6 اسفند 1387 06:52 ب.ظ
واقعن که !
این چه وضعشه ؟؟؟؟
شماها خجالت نمیکشین ؟!؟!؟!
اینجا از همه چیز صحبت میشه الا شعر و نقد ...
من واقعن متاسفم .
وای به حال شعر.
با این اوضاع میخوایین پیشرفت هم بکنیم ؟
آیدا دانشمندی
سه شنبه 6 اسفند 1387 06:50 ب.ظ
یاد آنه شرلی افتادم
با اون موهای بلند قرمزش
و متن آغاز کارتن
از فرهاد مکاری خیلی بالاتر از این ها انتظار دارم .. خیلی بیشتر از این هاااا
لحظه ای از سه شنبه ها
سه شنبه 6 اسفند 1387 06:42 ب.ظ
اتفاق غمگین



این شعر

یك زیر سیگاری ست

مرا

در آن خاموش كرده اند

به همین خاطر

خاكسترش مایل به خون است

یك نفر

مرا مثل سیگاری

روی لبش گذاشت و

تا انتها كشید...

رسول یونان
لحظه ای از سه شنبه ها
سه شنبه 6 اسفند 1387 06:38 ب.ظ
سلام پدر خوبی؟

مگه قرار نشد امروز شهریه منو بدی تا فردا ببرم دانشگاه؟

اگه ندی دیگه خونه رات نمی دم

می دونی كه چقدره؟

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها