تبلیغات
...و اینک اما - تکرار تو
...و اینک اما

گوشه ای خلوت برای شاعران آب و آیینه

تکرار تو

جمعه 8 آذر 1387

امیر مغانی متولد 1367 تبریز

دانشجوی مهندسی مكانیك

یه 6 ماهی هم میشه كه به سه شنبه ها می آم .....

                    "به تكرار تو می آیم

 

     

دلواپسی هایم چرا پایان ندارد؟

 

چرا باران نمی بارد

 

و شوق آسمان را بر زمین خاطرات من نمیراند؟

 

شب از من اتفاق ناب می خواهد

و چشمانم برای دیدنت در شب سكوت خواب می خواهد

 

به تكرار تو می آیم

تو را در قلب خود بیدار خواهم كرد

تو را از باورم بیرون نخواهم برد

تو را تا قرن ها تكرار خواهم كرد

 

 

نگاهم تا ابد نقش تو را احساس خواهد كرد

دعا كن تا ببارد

كه بارانش

زمین گریه گاهت را پر از الماس خواهد كرد


How did the Achilles tendon get it's name?
جمعه 3 شهریور 1396 02:52 ب.ظ
Awesome blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?

A theme like yours with a few simple adjustements
would really make my blog jump out. Please let me know
where you got your theme. Many thanks
meemeggitt.wordpress.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:48 ق.ظ
Hi Dear, are you genuinely visiting this site regularly,
if so after that you will definitely obtain fastidious experience.
http://brashpants2747.jigsy.com/entries/general/does-a-heel-spur-cause-pain
یکشنبه 4 تیر 1396 04:49 ق.ظ
Since the admin of this web page is working, no uncertainty very quickly it will be
renowned, due to its feature contents.
absorbedradius36.wordpress.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:18 ب.ظ
Hi! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be okay.

I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to
new updates.
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 01:32 ب.ظ
آیا دانشجوی دانشگاه شبستر بودید؟
ایستگاه ؟
دوشنبه 16 دی 1387 12:48 ب.ظ



ما صد نه یكدل عاشق شده ایم
خشنود به غم بی گله عاشق شده ایم
او زلزله من سكوت پر آرامش
با حوصله عاشق شده ایم
ایستگاه ؟
دوشنبه 16 دی 1387 12:41 ب.ظ
عشقققققققققققققققققققققققققققققققق
آن نیست كه یك دل به صصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصدیار دهی
عشقققققققققققققققققققققققققققققققق
آن است كه صد دل به یییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییك یار دهی



ایستگاه؟
چهارشنبه 11 دی 1387 01:49 ب.ظ
کفشهایم کو/
چه کسی بود صدا زد سهراب
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
ونسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد
بوی هجرت می آید :
بالش من پر آاز پر چلچله هاست
صبح خواهد شد
وبه این کاسه ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد
باید امشب بروم
من که از باز ترین پنجره ها با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
دختر بالغ همسایه
پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند
چیز هایی هم هست لحظاتی پر اوج
مثلا شاعره ای را دیدم
انچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان تخم گذاشت
وشبی از شب ها مردی از م پرسید تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد سهراب
کفشهایم کو
زمستان
شنبه 7 دی 1387 02:11 ب.ظ

صدا کن مرا
صدای تو خوبست
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در صمیمیت حزن می روید
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم
میان دو دیدار قسمت کنیم
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
بیا تا برایت بگویم به چه اندازه تنهایی من بزرگ است.......

( هر وقت امدی می فهمی تنهایی من چه قدر بزرگه)
زمستان
شنبه 7 دی 1387 02:11 ب.ظ

صدا کن مرا
صدای تو خوبست
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است که در صمیمیت حزن می روید
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم
میان دو دیدار قسمت کنیم
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
بیا تا برایت بگویم به چه اندازه تنهایی من بزرگ است.......

( هر وقت امدی می فهمی تنهایی من چه قدر بزرگه)
چهارشنبه 4 دی 1387 09:45 ب.ظ
love is like war , easy to bigne . but vert hard to stop ...
فرهاد مكاری
سه شنبه 3 دی 1387 08:43 ب.ظ
فرهاد مكاری
سه شنبه 3 دی 1387 08:41 ب.ظ
www.cloob.com/name/sahelshariat

این آدرسی كه می بینید ، وبلاگ كه نمیشه گفت ولی پروفایل ، وبلاگ و آلبوم عكس من در كلوب دات كامه

دوستانی كه سراغ وبلاگمو می گرفتن خوشحال مشم به این آدرس سری بزنن
امیر ناظری
دوشنبه 2 دی 1387 08:08 ب.ظ
چندتا طرح میزارم برین حالشو ببرین

می گفتند که ...
چشمانت دیگر جاذبه ای ندارند!
امروز از آنها افتادم ،
باورم شد !!!

برق در ایران باستان کشف شده بود !
برای نخستین بار ،
آن زمان که پیر مردی نقاش ...
تصویری از چشم های تو کشید !!!

دلم برایت تنگ شده است !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله ، از قلبم تمیز شود ،
ولی می ترسم...
" تهران "، " ونیز " شود !!!

من با خودکاری می نویسم
که عشق از آن می بارد
قطره قطره ،
سطر به سطر
از احساس من
تا قلب تو !
من با خود کاری می نویسم
که تو ...

یارانه ی دستهایت را قطع نکن
من زیر خط فقر مهربانیت هستم!!!

(میلاد تهرانی)
امیر ناظری
دوشنبه 2 دی 1387 07:55 ب.ظ
خیلی وقته از چشام ، بی تو بارون می باره
دل نا کید من، تو رو آرزو داره
دل ناامید من ،‌ تو رو آرزو داره
ای همیشگی ترین ، آه ای دورترین
سوختن کار من است ، نگرانم منشین
راست می گفتی تو ، دیگر کنون دیر است
دوستی و دوری ، آخرین تقدیر است
راست می گفتی تو ، باید از عشق برید
از چنین پایانی به سر آغاز رسید
شکستی و شکستم ، گسستی و گسستم
چه بودی و چه بودم ، چه هستی و هستم
تو رها از من باش ،‌ ای برایم همه کس
زیر آوار قفس ، مانده ام من ز نفس
تو و خورشید بلند ، من و شب های قفس
بعد از این با خود باش ، یاد تو ما را بس
شکستی و شکستم ، گسستی و گسستم
چه بودی و چه بودم ، چه هستی و هستم

(اردلان سرفراز)
فرهاد مكاری
دوشنبه 2 دی 1387 07:01 ب.ظ

دوری دوستی های كوچیكو از بین میبره ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده ...

مثل باد كه شعله ی كبریت رو خاموش میكنه ولی شعله های بزرگ رو گسترش میده ...

تقدیم به "دورترین نزدیكم" كه جاش بخصوص تو "سه شنبه ها" خیلی خالیه ...
امیدوارم روزی فاصله مون به اندازه فاصله ی قلبهامون بشه ...
فرهاد مكاری
یکشنبه 1 دی 1387 11:35 ب.ظ

بیچاره زن سیاه طالع

یكشب زده راه عفتش غول

پستان به دهان شیرخواره

آن كنج خرابه مانده مسلول

با رنگ پریده شب به مهتاب

چون ساز حزین به ناله مشغول

می گفت یه شیرخواره لالای ...

****************
ای سوخته از گناه مادر

در آتش جرم و جور بابا

لولو ممه برده و بغل سرد

بی رحم نداده نسیه قاقا

چون صبح شود خدا كریم است

با امشبه هم چو بخت ماما

لالای گل فسرده لالای ...

دو بند از هفتاد و پنج بند "هذیان دل" شهریار ملك سخن ، به قول آقای دكتر عزیز پور هر كس نخونه به سواد خودش خیانت كرده ...
امیر ناظری
یکشنبه 1 دی 1387 08:12 ب.ظ
یاد دارم یك غروب سرد سرد ...

میگذشت از توی كوچه دوره گرد:

دوره گردم ، كهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

گرنداری كوزه خالی میخرم ...

كاسه و ظرف سفالی میخرم

اشك در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی زد وبغضش شكست

اول سال است و نان در خانه نیست

ای خدا شكرت ولی این زندگیست؟!

بوی نان تازه هوش از ما ربود ...

اتفاقا مادرم هم روزه بود ........

چهره اش دیدم كه لك برداشته

دست خوش رنگش ترك برداشته

سوختم دیدم كه بابا پیر بود...

بدتر از این خواهرم دلگیر بود .

مشكل ما درد نان تنها نبود؛

حتم دارم كه خدا آنجا نبود!!!

باز آواز درشت دوره گرد ...

پرده اندیشه ام را پاره كرد :

دوره گردم ، كهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید؛

گفت: آقا سفره خالی میخرید!!!
امیر ناظری
یکشنبه 1 دی 1387 07:58 ب.ظ
وقتی که قلب سنگ ِ تو را هم شکافتم
چشمم برای دیدن ِ خون نا امید بود
تقصیر عشق نیست ، خداوند شاهد است
هر هندوانه ای که بریدم سفید بود !
( یاسر قنبرلو - پدرام )

شب ریسه می رود ته موهای مشکی ات
آجیل می بریم به دیوانه خانه ها
من چشم های سرخ توام در" بدون خواب"
که کارد می خورم بغل هندوانه ها
( شهرام میرزایی )
دلیر
شنبه 30 آذر 1387 11:00 ب.ظ
یلدای همه ی دوستان مبارك.

محفلتان شیدایی
دلهاتان دریایی
شادی هاتان یلدایی.

آرزو می كنم همیشه سرزنده سربلند و سرافراز باشید
مینا رجب زاده
شنبه 30 آذر 1387 06:38 ب.ظ
سلام به دوستای 3شنبه ای
شنیدم دیروز تو جشنواره عکس یادگاری گرفتین به این میگن دوستان بیوفا......!!!
لطفا جواب کامنتارو بدهید آقای مکاری و آقای ناظری

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند
در را گشودم به روی او دیدم غم است در میزند
ای دوستان بیوفا غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
امیر ناظری
شنبه 30 آذر 1387 03:46 ب.ظ
یلدا


دیشب برای دیدن شبنم به روی شقایق های باغچه امید
ساز دهنی خود را كوك كردم
دیشب برای دیدن چشمهات
به آسمان خیره گشتم
اما
ندیدم شبنم
ندیدم ستاره
دیشب حتی ساز من ساز مخالف میزد

هیچ میدانی دیشب
یك دقیقه بیشتر
با یاد تو زنده ماند؟!!
امیر ناظری
شنبه 30 آذر 1387 03:43 ب.ظ
سلام به همه سه شنبه ای های گل
دو روز رو جدا" خیلی حال كردم از همتون ممنون راستی یلداتون مبارك امروز میتونین 1دقیقه بیشتر بیدار بمونین
فرهاد مكاری
شنبه 30 آذر 1387 02:41 ب.ظ

راستی :

یلدا یعنی یادمان باشد كه زندگی آنقدر كوتاه است كه یك دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت ...

یـــــــــــــــلـــــــــــدا مبــــــــــــــارك
فرهاد مكاری
شنبه 30 آذر 1387 02:37 ب.ظ
سلام به همه ی دوستای گلم

اول می خوام بگم دو روز گذشته ای كه در كنار شما عزیزان تو جشنواره شعر خط سوم بودم خیـــــــــــــــــلی خوش گذشت مرسی از هموتون

از خود جشنوراه گرفته تا ناهار خوردن با اعصاب داغون و مشاعره و پارك و ...
همشون واسم خاطره شد. نمی خوام اسم بدم ولی از همه دوستانی كه كنار هم دیگه این لحظات رو زندگی كردیم خیلی خیلی ممنونم
مینا رجب زاده
جمعه 29 آذر 1387 02:23 ب.ظ
«ببخشید نمی دونم شعرهای که نوشتم از کیه.»
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتیکه در وا میشه لحظه دیدن میرسه
هر چی که جاده است رو زمین به سینه من میرسه

ای که تویی همه کس ام بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی میخام میرسم


وقتی تو نیستی قلبم رو واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب الوده رو واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه

ای که تویی همه کس ام بی تو میگیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم به هر چی میخام میرسم

عزیز ترین سوغاتی یه دوباره پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو
نه من تو و واسه خودم نه از سر هوس میخام
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس میخام
مینا رجب زاده
جمعه 29 آذر 1387 02:10 ب.ظ
رفتی و در دل من به جای عشقی آلوده به نومیدی و درد

نگهی گمشده در پرده ی اشک حسرتی یخ زده در خنده ی سرد

آه اگر بازبسویم آیی دیگر ازکف ندهم آسانت ترسم این شعله ی سوزنده عشق آخر آتش فکندبرجانم

مکن تا توانی دل خلق ریش گر می کنی بیخ خویش

امشب دوباره برای دیدنت خاطراتم را در ذهنم تداعی می کنم ولی باز نمی بینمعت می دانی چرا

مینا رجب زاده
جمعه 29 آذر 1387 02:08 ب.ظ
سوگند را ساختیم تا سوگند یاد کنیم که عاشق بمانیم .... با سوگند شروع می کنیم ، با امید ادامه می دهیم و آرزو داریم با وصال ختم شود .... سوگند می خوریم به زیبایی عشق پاک که دل از هم نگیریم ، که لحظه ای از یاد یکدیگر غافل نشویم ، که برای هم باشیم و به یاد هم ، که دوست داشتن را از یاد نبرده و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد یکدیگر چشم به جهان بگشاییم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم ...
مینا رجب زاده
جمعه 29 آذر 1387 02:01 ب.ظ
سلام آقای دلیر من که پایین هر بخش تو وبلاگ خودم نوشتم از کیه؟.این بار مطمئنم که اشکالی نداره/یه سر برین مطمئن شین.
مینا رجب زاده
جمعه 29 آذر 1387 01:54 ب.ظ
سلام به دوستای سه شنبه .
خوبین؟.
راستی بچه ها من می خواستم یه سوال کنم چرا اسم جشنواره که دیروز رفته بودیم خط سوم گذاشتن؟
ممنون می شم کسی بگه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها